درخواست ǿمکاری حمل اثاثیه منزل در اصفهان و کمک نمود. او گفت: ما وظیفǾ داریم حال کǾ شرایط سختی برای برادرمان بǾ وجود آمده، بǾ او کمک کنیم. برادرǿا و خواǿر دور ǿم جمع شدند، با ǿم گفتوگو کردند و سرانجام بǾ تصمیم خوبی رسیدند. آنȀا کارǿا را بین خودشان تقسیم کردند. یک نفر مسئولیت بردن احمدآقا بǾ درمانگاه برای کارǿای پزشکی و یک نفر بردن امیرعلی بǾ مدرسǾ را بǾ عȀده گرفت. دیگری مسئول خرید برای خ در شȀرکی دورافتاده کǾ بǾتازگی شکل گرفتǾ بود و ǿنوز امکانات و خدمات عمومی مناسب در آن وجود نداشت، بوی بد زبالǿǾا و آلودگی، ساکنان را آزار میداد. زبالǿǾا در زمینǿای گوشǾ و کنار شȀرک انباشتǾ میشدند و گاǿی جلوی مسیر آب جویǿا را نیز میگرفتند. ٔ این مشکل صحبت کرد. جلل دوستانش روزی جلل، یکی از نوجوانان ساکن شȀرک با دوستانش درباره را بǾ فکر کردن و چارهجویی تشویق میکرد و میگفت: ما باید تلش کنیم و با ǿمفکری و ǿمکاری، چارهای برای این مشکل پیدا کنیم. آنȀا سرانجام راهحلی یافتند. پولǿایشان را روی ǿم گذاشتند و با آن پول کیسǿǾای پلستیکی حمل اثاثیه منزل در اصفهان خریدند و بǾ ساکنان شȀرک دادند و آنȀا را قانع کردند کǾ زبالǿǾایشان را تفکیک کنند و زبالǿǾای قابل بازیافت را در کیسǿǾای جداگانǾ بگذارند. آنȀا ǿر روز از راه فروش زبالǿǾای قابل بازیافت میتوانستند درآمدی بǾدست بیاورند. با این درآمد کیسǾ زبالǾ میخریدند و رایگان در اختیار خانوادهǿا قرار میدادند. بǾ این ترتیب آنȀا موفق شدند تا حد زیادی ٔ زبالǿǾا را حل کنند. انǾ آنȀا شد. خواǿر نیز موظف شد برای مراقبت از نوزاد و کارǿای خانǾ بǾ ǿمسر احمدآقا کمک کند و ǿر روز سری بǾ خانǾشان بزند... با این تصمیم درست و ǿمکاری و ǿمدلی، حادثǾای کǾ پیش آمده بود برای احمدآقا و خانوادهاش قابل تحمل شد و آنȀا توانستند آن روزǿای سخت را بǾخوبی سپری کنند... . حمل اثاثیه منزل در اصفهان
برچسب:
نویسنده: فرزین براتی